خرید بک لینک
خبر داری ای استخوانیقفس / که جان تو مرغیست نامش نَفَس ؟چو مرغ از قفس رفت و بگسست قید / دگر ره نگردد به سعی تو صید نگه دار فرصت که عالم دمیست / دَمی پیشِ دانا به از عالَمیست برفتند و هرکس درود آنچه کِشت / نمانَد به جز نام نیکو و زشت چرا دل بر این کاروانگه نهیم ؟ / که یاران برفتند و ما بر رهیم پس از ما همین گل دهد بوستان / نشینند با یکدگر دوستان دل اندر دلآرام دنیا مبند / که ننشست با کس که دل ب

برچسب: برفتند,نمانَد,بوستان, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:46

نه ابلیس در حق ما طعنه زد / کز اینان نیاید به جز کار بد ؟فغان از بدیها که در نفس ماست / که ترسم شود طعن ابلیس راست کجا سر برآریم ازین عار و ننگ / که با او به صلحیم و با حق به جنگ نظر دوست نادر کند سوی تو / چو در روی دشمن بُوَد روی تو گرت دوست باید کزو برخوری / نباید که فرمان دشمن بری روا دارد از دوست بیگانگی / که دشمن گزیند به همخانگی ندانی که کمتر نهد دوست پای / چو بیند که دشمن بُود در سرای ؟

برچسب: برآریم,صلحیم,بوستان, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:46

از صبا پرس، که ما را همه شب تا دَمِ صبح / بویِ زلفِ تو همان مونسِ جان است که بود

کُشتۀ غمزۀ خود را به زیارت دریاب / زآنکه بیچاره، همان دلنگران است که بود

( غزلیّات حافظ )


برچسب: مونسِ,غزلیّات, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:46

کسی روز محشر نگردد خجل / که شبها به درگه برد سوز دلاگر هوشمندی، ز داور بخواه / شب توبه، تقصیر روز گناه هنوز ار سر صلح داری، چه بیم ؟ / در عذرخواهان نبندد کریم کریمی که آوردَت از نیست هست / عجب گر بیفتی، نگیردت دست اگر بندهای، دست حاجت برآر / وگر شرمسار، آب حسرت ببار نریزد خدای آبروی کسی / که ریزد گناه آب چشمش بسی ( بوستان سعدی )

برچسب: نریزد,آبروی,بوستان, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:46

به فصل خزان در، نبینی درخت / که بیبرگ ماند ز سرمای سخت ؟برآرد تهی، دستهای نیاز / ز رحمت نگردد تهیدست باز مپندار از آن در که هرگز نبست / که نومید گردد برآورده دست قضا، خلعتی نامدارش دهد / قَدَر، میوه در آستینش نهد همه طاعت آرند و مسکین نیاز / بیا تا به درگاه مسکیننواز چو شاخ برهنه برآریم دست / که بیبرگ ازین بیش نتوان نشست خداوندگارا، نظر کن به جود / که جرم آمد از بندگان در وجود عزیزی و خواری، ت

برچسب: عزیزی,خواری,خواری,نبیند,بوستان, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:46

هر کاو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد، نگهبانِ لاله بودبر طرفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح / آن دَم که کارِ مرغِ سَحر، آه و ناله بود، دیدیم شعرِ دلکشِ حافظ به مدحِ شاه / یک بیت از این قصیده بِه از صد رساله بود ( غزلیّات حافظ ) در بیت اول : نگهداشتن لاله در برابر باد : کنایه از کار بیهوده و بیثمر کردن، زیرا گلبرگهای ضعیف و لطیف لاله در برابر باد پرپر میشود در بیت سوم : قصیده :

برچسب: نکاشت,رهگذارِ,نگهبانِ,غزلیّات, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:46

چنین است کردارِ گردنده دهر / گهی نوش یابیم ازو گاه زهر

چه بندی دل اندر سرایِ سپنج / چو دانی که ایدر نمانی مرنج

( شاهنامه فردوسی بزرگ )

در بیت دوم : سرای سپنج : کنایه از دنیا – ایدر : اینجا، مراد دنیاست


برچسب: سرایِ,نمانی,شاهنامه,فردوسی, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:46

مسلمانان مرا وقتی دلی بود / که با وی گفتمی گر مشکلی بودبه گردابی چو میافتادم از غم / به تدبیرش امیدِ ساحلی بود ز من ضایع شد اندر کویِ جانان / چه دامنگیر، یارب، منزلی بود هنر بیعیبِ حِرمان نیست، لیکن / ز من محرومتر، کی سایلی بود ؟ مرا تا عشق، تعلیم سخن کرد / حدیثم نکتۀ هر محفلی بود ( غزلیّات حافظ ) در بیت سوم : دامنگیر : کنایه از گرفتار کننده، صفت است برای منزل – معنی بیت : دلم در کوی معشو

برچسب: تعلیم,حدیثم,محفلی,غزلیّات, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:46

رفیقی که غایب شد ای نیکنام / دو چیز است ازو بر رفیقان حرام

یکی آنکه مالش به باطل خورند / دوم آنکه نامش به زشتی برند

هر آن کو بَرَد نامِ مردم به عار / تو چشم نکوگویی از وی مدار

که اندر قفای تو گوید همان / که پیش تو گفت از پسِ مردمان

کسی پیش من در جهان عاقل است / که مشغول خود، وز جهان غافل است

( بوستان سعدی )


برچسب: بَرَد,نامِ,مردم,نکوگویی,مدار,بوستان,سعدی, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 17:07

اگر در جهان از جهان رَستهایست / در از خلق بر خویشتن بستهایست کس از دست جور زبانها نرست / اگر خودنمای است و گر خودپرست به کوشش توان دجله را پیش بست / نشاید زبان بداندیش بست تو روی از پرستیدن حق مپیچ / بهل تا نگیرند خلقت به هیچ چو راضی شد از بنده یزدانِ پاک / گر اینها نگردند راضی چه باک ؟ بداندیش خلق، از حق آگاه نیست / ز غوغای خلقش به حق راه نیست ( در ادامه سعدی از اینکه هر کاری بکنی مردم پشت

برچسب: پرستیدن,مپیچ,نگیرند,خلقت,بوستان,سعدی, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 17:07

صفحه بندی